هم‌بنیانگذار اتریوم: دیدگاه‌مان درباره پول کاملا نادرست است!

0
دیدگاه‌مان درباره پول کاملا نادرست است!

جو لوبین (Joe Lubin) یکی از پیشتازان دنیای ارزهای دیجیتال است که مشارکت در بنیانگذاری اتریوم را نیز در کارنامه خود دارد. او شرکت کانسنسیس (ConsenSys) را نیز بنیانگذاری کرده که یکی از شرکت‌های بزرگ و پیشرو در زمینه فناوری بلاک چین به شمار می‌رود. آقای لوبین به تازگی در مطلبی تحلیلی در نشریه کوارتز به تبیین دیدگاه خود درباره روند پذیرش الگوهای نوین مالی در تمدن انسانی و خوش‌بینی خود به آینده ارزهای دیجیتال پرداخته است. آنچه پیش رو دارید، ترجمه این مطلب است:

جو لوبین دیدگاه‌مان درباره پول کاملا نادرست است!

هر گاه کسی یک واسطه برای مدیریت دنیای فیزیکی طراحی و عرضه می‌کند، مردم به آن به دیده تردید نگاه می‌کنند. وقتی مارکو پولو اولین بار از مشرق زمین به اروپا بازگشت و داستانش درباره استفاده چینی‌ها از کاغذ به عنوان پول به جای فلز (سکه) را برای مردم تعریف کرد، با تعجب و حتی تمسخر آنها روبرو می‌شد. مردم از او می‌پرسیدند: «آخر چطور ممکن است با یک تکه کاغذ، محصولات مختلف را خرید!»

اروپایی‌ها تا قرن ۱۷ همچنان در برابر استفاده از کاغذ به عنوان ابزاری نمایانگر پول مقاومت می‌کردند. بعدها نیز این روند ادامه یافت و شکل‌های دیگری از پول و البته انتقال الکترونیکی پول و نیز تراکنش بر بستر شبکه رایانه‌ای نیز مدتی طول کشید مورد پذیرش جامعه قرار گیرد.

شاید هیچ تعجبی نداشته باشد که ارزهای دیجیتال با همان میزان شگفت‌زدگی و تردید از سوی جامعه روبرو شده است. این بسته‌های کوچک داده‌های دیجیتال، جدیدترین شکل از نمایاندن ارزش به شمار می‌روند و می‌توان آن را جدیدترین شکل از پول دانست.

مارگارت بودن (Margaret Boden) که پژوهشگر حوزه شناختی است، کتابی با عنوان «ذهن خلاق: باورهای نادرست و سازکارها»‌ (The Creative Mind: Myths and Mechanisms) نگاشته است. او در این کتاب می‌گوید: «برخی از مهم‌ترین دست‌آفریده‌های انسانی در واقع نظام‌های جایگزین بوده‌اند که نمایانگر چیز دیگری به شمار می‌آورند. نشانه‌هایی نظیر اعداد عربی، فرمول‌های شیمیایی و یا نمادهای استفاده شده توسط موسیقی‌دان‌ها و نوازندگان از جمله این موارد هستند. زبان‌های برنامه‌نویسی را نیز باید از جمله جدیدترین این موارد دانست.»

ارزهای دیجیتال را از جهات مختلف می‌توان نتیجه تکامل طبیعی نظام‌های نمایانگر دانست که البته در آن، حقیقت بر قدرت حاکمیتی اولویت دارد. بر خلاف نظام‌های مالکیتی حاکمیتی (و نیز ابزارهای مالی که به دنبابه‌روی آن هستند)، پروتکل‌های ارزهای دیجیتال موجب به حداقل رسیدن نیاز به اعتماد به سایر بازیگران در این نظام می‌شود. ارزهای دیجیتال،‌ نظام جدیدی را ایجاد می‌کنند که در آن، اعتماد همتابه‌همتا وجود داشته و در عین حال، به شدت نامتمرکز و باز است.

هرناندو دی سوتو (Hernando de Soto) در کتاب خود با نام «معمای سرمایه» (The Mystery of Capital) می‌نویسد: «هر قدر نمایش ارزش، از حالت فیزیکی بیشتر فاصله گرفته و مجازی‌تر می‌شود، مردم بیشتر به آن با دیده تردید نگاه می‌کنند که البته کاملا قابل درک است.» او به شدت از پدیدار شدن نظام‌های مالکیتی و اینکه چطور این نظام‌ها فراتر از فرهنگ‌ها گسترش یافته و به افزایش اعتماد و کاهش تنش‌های مربوط به ایجاد سرمایه‌های جدید انجامیده شگفت‌زده بود. دی سوتو با وجود اینکه در ابتدا با نظریه مارکس درباره شکل‌گیری سرمایه از کار موافق بود، اما در نهایت به مخالفت با این نظریه پرداخت. او به این نتیجه رسید که آن دسته از سرمایه‌هایی که توسط نظام‌های دیوان‌سالاری ضروری شناسایی نمی‌شوند، در واقع «به شکلی ناپیدا در بازار حضور دارند».

جو لوبین

نظام جدید ارزهای دیجیتال ضمن فراهم آوردن اطلاعات، به کاهش هزینه‌ها و افزودن ارزش به دادوستد‌ بین کسانی که ارز دیجیتال دارند می‌انجامد. دستیابی به توافق جمعی بدون وجود یک بازیگر کلیدی و مرکزی نیز یکی از اصلی‌ترین تحولی بنیادین در ارتباطات اجتماعی است. این مدل جدید نظام اجتماعی به عوامل اقتصادی امکان شناسایی پتانسیل‌های موجود در انواع دارایی‌ها اعم از معادل دیجیتالی زمین، نظام اعتباری برای دنیای موسیقی، تراکنش‌ها بین تجهیزات موجود در اینترنت اشیاء، داده‌های کاربران در اینترنت و حتی الکترون‌های مبادله شده بین پنل‌های خورشیدی را می‌دهد.

اما بر خلاف افراد «ناپیدایی» که دی سوتو می‌پنداشت در خارج از محدوده دیوان‌سالاری وجود دارند، امروزه هر کسی می‌تواند از طریق هویت مبتنی بر بلاک چین به این شبکه‌های نوین دسترسی داشته باشد. در کشورهای توسعه‌یافته، سازمان‌های دولتی و بانک‌ها می‌توانند گواه هویت یا رفتار شما باشند و برای نمونه اعلام کنند که شهروند کشوری خاص هستید و یا از سابقه مالی خوبی در بانکی مشخص برخوردارید. در کشورهای کمترتوسعه‌یافته و مکان‌هایی نظیر اردوگاه آوارگان و یا افراد فاقد اوراق هویتی، می‌توان ساختار جدیدی را برای احراز هویت و رفتار افراد ایجاد کرد. اگر این افراد مجبور به ترک کشور خود شوند، باز هم می‌توانند خریدهای خود را انجام داده و از وام‌های خرد بهره‌مند شوند.

در واقع، به جای اینکه ثروت در اختیار ۱ درصد از جامعه و طبقه مرفه باشد، می‌توان این ثروت را به شکلی بهتر توزیع کرد. با وجود این که فقط ۱۰۰۰ نفر در دنیا حدود ۴۰ درصد از کل بیت کوین استخراج‌شده تاکنون را در اختیار دارند، ارزهای دیجیتال در نهایت می‌توانند از طریق شبکه‌های نامتمرکز به توزیع بهتر ثروت بیانجامند. سامانه‌ها بهم‌پیوسته به ایجاد شبکه‌ای بزرگ‌تر می انجامد که احتمال افزایش سرمایه در آن با تعداد کاربرانی که به آن متصل هستند ارتباط دارد. دسترسی کشورهای در حال توسعه به این فناوری می‌تواند به بهبود کل این نظام و نه فقط افراد محروم از خدمات بانکی بیانجامد.

به جای ارتباط خصمانه بین شرکت‌ها و مشتریان، ارتباط سالم‌ و سازنده‌تری بر اساس پلتفرم‌های باز شبکه جاری خواهد شد. البته این کار زمان‌بر است. فرآیند رو به فزونی ایجاد شبکه‌های توکنی و مدل‌های کسب‌وکار مبتنی بر آن بر بستر شبکه اتریوم به ما آموخته است که شاید جا انداختن این الگوی جدید همانند تلاش مارکوپولو برای جاانداختن پول کاغذی زمان نبرد و سریع‌تر به انجام برسد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید